۱۳۸۹ آذر ۲۸, یکشنبه

بارون هم میاد

اولین حرفی که آدم ممکن است در وبلاگش بزند چه چیزی میتواند باشد؟
من این صفحه را درست کردم که یک کم بیشتر حواسم به این افکار و احساسات لرزانی که صبح تا شب از من عبور میکنند باشد. 
که یک کم حافظه ام را تقویت کنم
که بعضی چیزهای لذیذ و مریض زندگی ام را دوباره بتوانم نشخوار کنم و یا قورتشان بدهم یا تفشان کنم.
شاید هم همانطوری که پشت سر آن آدم 80 ساله عزیزم راه میروم و افکارش را مزه مزه میکنم، مثل او هر روز نیم ساعت از بالهام و از ضربان رگهام شعر بگویم. 
حالا تا ببینیم.

۱ نظر:

  1. اِ
    چرا تموم شد پس؟
    داشتم ميومدم عقب و توي وبلاگت فضولي مي كردم
    و يه دفعه تموم شد
    خوبه
    بنويس
    كاشكي من هم مي تونستم بنويسم

    پاسخ دادنحذف